تبليغاتX
صندلیٍِ لهستانی - ..مرور
..مرور

رفتيمو آرزو كرديم كه ديگه آرزو نداشته باشيم مملي...

هزار بار ريختيمو تلقي استكانامونو زديم بهمو، داد زديم كه ديگه هيچوقت داد نزنيم..

پونصد بار تو چشاي خلايق نيگا كرديمو  گفتيموواگفتيمو بي اختيار و با اختيار تف كرديمو،سر خاك بابامون  خنديديمو تو عروسيه ننمون زار زار گريه كرديم..

صد بار تو ناحيه رو رختخواب استفراقی، دکمه ها باز كرديمو خوابوندیمو حرفاي تخته خوابي زديمو سر پولش چونه زديم...

پنجاه بار سنگ به شيكممون بستيمو، بريونيه اصفهاني رو گذاشتيم جلومونو بر و بر نيگاش كرديمو فوش گذاشتيم وسط كه اگه كسي بخورتش...

ده بار مسلمون شديمو فرداش جهودو پس فرداش اوستا رو سر كشيديمو برگشتيمو پشت سرمونو نيگا كرديموبعدشم جلوي رو مونو، كه تازه دوزاريمون افتاد كه اي واي نه با اين اراجيف ميشه رسيدو نه قرار كه برسيم....

پنج بار از سياست گفتيمو داغ ، داغ بحث كرديمو همش بيسماركو ماركسو موسيلينيرو به رخ هم كشيديمو اصلاح طلبو محافظه كار جماعتو رنگي كرديمو چسبونديم سر در خلاء... ديگه بسه مملي..

حالا ديگه اگه اجازه بدي ميخوام فقط رو دشك نمورم كه خيس عرقاي تبو بي كسيمه ولو بشمو سيگار بكشمو سقف اتاقمو نيگا كنمو فوش بدم به بارون كه آخه لامصب چقدر مي باري؟.. تو آخرش اين سقفو خرابش ميكني...

ديگه اگه اجازه بدي مي خوام انگوشتمو بكنم تو دماغمو خيره خيره به كرواتي كه اونروز تو جاجروت زده بودمو روبرو اقي نيشسه بودم نيگا كنم.. همون روز كه ضربان قلبم به 777 رسيده بود... همون روز كه آخرش نتونسه بودم تو چشاي اقي نيگا كنمو بهش بگم كه دلم ميخواد زنم بشهو مادر خورشيدم... همون روزكه آخرش اقي تو چشام نيگا كردو گره كرواتمو بازكردو خيره شد تو چشامو گفت كه مي خواد زنم بشهو مادر خورشيدم...

اگه خاطر عزيزتو مكدر نكنه ميخوام بگم كه ديشب خواب همون خروسيرو كه جلو پاي اقي قربوني كردمو اوردمش تو خونم كه بشه زنمو و مادر خورشيدمو ديدم.. خواب ديدم كه اقي داره همون خروسرو سر ميبره كه برم ور دسشو تا آخر دنيا کون برنه كنارش  بخوابم.. بي اينكه از انكرو منكر خبري باشهو خداي..

تو فقط كاري كه ميكني اينه كه بايد بشماري مملي.. تا ده.. تا بيست.. تا سي..

رفتيمو آرزو كرديم كه ديگه آرزو نداشته باشيم مملي...

نوشته شده توسط سعيد بيراس در | | لینک به این مطلب